فرهنگ و رسانه ها
در باب نسبت رسانه و فرهنگ بسیار نوشته شده است و هر کدام به فراخور حوزه مطالعاتی و اقتضائات، بعدی خاصی از نسبت این دو پدیده را بررسی نمودهاند. فرهنگ و رسانه دو همزاد بشر بوده و هر دو از مقتضیات زندگی اجتماعی بشر هستند. اگر فرض مشهود «انسان موجودی اجتماعی است» را بپذیریم، در نگاه اولیه به این موجود اجتماعی، نحوه زندگی اجتماعی و موجودیت عینی آن را در زیست – جهان مبتنی بر جهان پدیداری طبیعی وی مشاهده میکنیم که متشکل از دو جزء اصلی رسانه و فرهنگ و ارتباط متقابل ایندو است . بعبارت دیگر رسانه و فرهنگ دو جزء تفکیک ناپذیر زندگی اجتماعی انسان هستند.

نخستین گزارهی هویتی که سینمای ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی یافت، تبیین امام خمینی(ره) از سینما بود که «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم.» پس سینما با فحشا مترادف نیست و این سینما نیست که اسلام با آن مخالف است، بلکه مخالفت با فحشاست. سینمای منهای فحشا، یک گزارهی هویتی بود که آغاز حرکت هنر هفتم، پس از انقلاب محسوب میشود. اما سایر انگارههای هویتی سینما کدامند؟
در همین کتاب«طلوع زن مسلمان»(ر.ک:طلوع زن مسلمان،ص20و25،زهرارهنورد،نشرمحبوبه)جملاتی که مربوط به نهج البلاغه علی(ع) است را به فارسی نوشته،بعد به عنوان تبلیغات ارتجاعیون بر علیه زن،آن ها را کوبیده است.هر کسی هم می خواند متوجه نمی شود که اینها عین متن نهج البلاغه است،می گوید این مرتجعین عجب چیزهای مزخرفی گفتند...خیلی از شماها اینها را میبینید و می گویید وقتی یک زن اینها را نوشته،حتما خیلی خوب نوشته است.اما با این شخصیت ها چه می شود کرد؟