تهیه و تنظیم: مهدی تقی نژاد

چکیده

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، طی بیش از یک دهه فعالیت فرهنگی و هنری به رغم خدمات و فعالیت های قابل توجهی که داشته با نارسایی ها و مشکلاتی همراه بوده که در مواقعی منجر به ناکارآمدی هایی شده است.

از مهم ترین آسیب ها می توان به فقدان استراتژی معین، سیاست زدگی، فقر کادرهای تخصصی، تغییر مکرر مدیران، استفاده از مدیران و کارشناسان ناکارآمد، فقدان شایسته سالاری در عزل و نصب ها، فقدان الگوها و مدل های مطلوب فرهنگی، کمبود اعتبار و بودجه، سنگین و حجیم بودن نیروهای انسانی شاغل، فقدان تعریف مشخص از فعالیت های سازمان، تمایل به اهداف غیرذاتی، بی توجهی به مطلوبیت فرهنگی در ارایه خدمات، فقدان اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت و ... اشاره کرد.

واژگان کلیدی: استراتژی فرهنگی، ناکارآمدی ساختاری، پویایی فرهنگی، مدل های مطلوب فرهنگی، مطلوبیت فرهنگی.

 

مقدمه:

یکی از دغدغه های بشر امروز و حتی دولت ها مسأله فرهنگ و امور فرهنگی است. پرداختن به امور فرهنگی و توسعه فرهنگ متناسب با پیشرفت سایر امور، امری ضروری و غیر قابل اجتناب است. بی توجهی به مقوله فرهنگ، نارسایی در سایر حوزه ها را به دنبال دارد. از این روست که توسعه فرهنگ در کنار توسعه سیاسی، توسعه اجتماعی و توسعه اقتصادی به عنوان یکی از وظایف حکومت ها به شمار می رود.

در ایران چه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن فعالیت های فرهنگی متناسب با تعاریف ارایه شده از سوی حکومت و در راستای اهداف نظام حاکم دنبال شده است. اگر در دوران پیش از پیروزی انقلاب بخش قابل توجهی از فعالیت های فرهنگی برای ایجاد فاصله میان اقشار مختلف به ویژه جوانان با معنویت و امور دینی بود، این فعالیت ها با فضای به وجود آمده پس از پیروزی انقلاب اسلامی درجهت مقابل سامان دهی شد. با این وجود ظرافت و حساسیت فعالیت های فرهنگی و مخاطبان این گونه فعالیت ها و تأثیر فوق العاده آن بر روح و جان انسان ها ضرورت توجه بیشتر و تخصصی تر به این حوزه را آشکار می کرد.

از سوی دیگر با ورود تکنولوژی به حوزه فرهنگ و توجه جدی دشمنان برای بهره گیری از علوم و فنون جدید برای رسوخ در فرهنگ جوانان، حساسیت این حوزه را افزون کرد. لذا سازمان ها و نهادهای متعددی در سطح کشور با هدف مقابله با تهاجم گسترده فرهنگی اقدام به راه اندازی بخش های فرهنگی کردند و با توان موجود که گاه با تخصص های مورد انتظار فاصله های زیادی داشت به فعالیت های فرهنگی اهتمام ورزیدند که متأسفانه نه تنها گرهی از مشکلات فرهنگی کشور گشوده نشد که در موارد زیادی موجب آشفتگی و چندگانگی در حوزه فرهنگ نیز شد.

از جمله سازمان هایی که با امکانات نسبتاً مناسب اقدام به فعالیت فرهنگی کرد شهرداری تهران بود که با ساخت و راه اندازی فرهنگ سراها و خانه های فرهنگ گام های بلندی در این حوزه برداشت. با فعالیت های گسترده و متنوعی که این مراکز انجام دادند و اقبال خوب شهروندان و جوانان به این مراکز نگرانی بخشی از جامعه متدین شهر تهران را برانگیخت که مبادا این گونه فعالیت ها در میان مدت و بلندمدت تأثیر سویی بر جامعه داشته باشد.

مجموعه این نگرانی ها و اعتراضاتی که در پی آن به وجود آمد منجر به دستور مقام معظم رهبری در سال 1375 برای ایجاد سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با حضور و نظارت مسوولانی از سطوح عالی مملکت شد که اهمیت و حساسیت فعالیت های فرهنگی را نمایان می کند. بر این اساس حضور مسوولانی چون وزرای آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرمانده بسیج، شهردار تهران، رییس سازمان تبلیغات اسلامی، رییس حوزه هنری سازمان تبلیغات، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، رییس سازمان صدا و سیما، رییس شورای شهر و نمایندگانی از مجلس شورای اسلامی به عنوان هیأت امنای سازمان برای هدایت صحیح فعالیت های سازمان و پرهیز از افراط و تفریط های احتمالی بود.

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در طول بیش از یک دهه فعالیت فرهنگی و خدمات گسترده ای که به شهروندان تهرانی ارایه داده است به نظر می رسد کماکان نیازمند بازنگری در نوع و نحوه ارایه خدمات دارد.

از آنجا که این سازمان به شهرداری تهران تعلق دارد انتظار این است که نوع خدماتی که در این سازمان ارایه می شود در راستای خدمات شهری و برنامه های بلندمدت شهرداری تهران باشد؛ خدماتی که در نهایت منجر به آمادگی شهروندان برای زیستن در جامعه شهری تهران بزرگ شود.

پیچیدگی جامعه امروز و رشد سرسام آور تکنولوژی، مراکز فرهنگی را وادار می کند که در نحوه ارایه خدمات نیز بازنگری داشته باشند تا خدمات ارایه شده مورد پذیرش و قبول مخاطبان قرار گیرد و از اثربخشی لازم برخوردار باشد.

برای بررسی و ارزیابی فعالیت های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به نظر می رسد ارایه تعریف دقیق، درست و قابل سنجش از فرهنگ و سازمان و فعالیت های آن ضروری باشد. این تعاریف کمک می کند فعالیت های انجام شده به درستی با اهداف از پیش تعیین شده در معرض قضاوت و داوری منصفانه قرار گیرد و از اعمال نظرهای شخصی ممانعت کند.

آنچه در ادامه می آید مهم ترین آسیب هایی است که سازمان در ده سال گذشته با آنها مواجه بوده است.

 

1. فقدان استراتژی مشخص و معین

استراتژی ها باید با درک روشن از هدف ها و مأموریت های سازمانی تدوین شوند.

رسالت هر سازمانی ممکن است به عنوان علت وجودی اش توصیف شود که هدف اساسی آن سازمان را به عنوان عرضه کننده کالاها یا خدمات به جامعه نشان می دهد.

بیانیه های رسالت نوعاً در اسناد رسمی مانند گزارش های سالانه، منشورها و بروشورهای اطلاعاتی دیده می شوند. این بیانیه ها قلمروی را که سازمان قصد دارد در آن عمل کند نشان می دهند.

به نظر می رسد بخش عمده ای از ناکارآمدی سازمان به علت فقدان استراتژی مشخص و معین در حوزه فرهنگ باشد.

 

2. فقر کادرهای تخصصی

امروزه با پیشرفت بخش های مختلف جامعه و تکنولوژی های نوین، لزوم تخصص گرایی در حوزه های زیادی از زندگی آشکار شده است. حوزه فرهنگ نیز که از پیچیدگی و ظرافت زیادی برخوردار است نیاز به افراد متخصص و آگاه دارد. فقدان کادرهای تخصصی از ضعف های قابل ذکر سازمان های فرهنگی در کشور است که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست.

 

3. فقدان نگرش بلندمدت به پدیده های فرهنگی (تصمیمات انفعالی و زودگذر)

علل و عوامل مختلفی موجب پدید آمدن مسایل اجتماعی و فرهنگی در جامعه می شوند. تردیدی نیست که برای بررسی و حل مسایل به وجود آمده بایستی با نگرشی عمیق و بلندمدت نسبت به حل آنها اقدام کرد.

 

4. سیاست زدگی

سازمان فرهنگی هنری از بدو تأسیس همواره گرفتار سیاست زدگی مسوولان و مدیران آن بوده است. این سیاست زدگی که گاه از بیرون نیز به آن تحمیل شده است موجب فاصله گرفتن سازمان از مأموریت و هدف اصلی اش شده است.

 

5. عدم ارتباط موثر با نهادهای علمی و نخبگان دینی

مدیران سازمان از بدو تأسیس سعی داشته اند با بخش هایی از نهادهای علمی و دینی ارتباط و مراوده داشته باشند که به نظر می رسد این مراوده و ارتباط پاسخگوی نیازهای تخصصی سازمان نبوده و در برنامه ریزی ها نیز تأثیرگذار نبوده است.

 

6. فقدان الگوها و مدل های مطلوب مدیریت فرهنگی

برنامه ریزی فرهنگی در کشور از سابقه چندانی برخوردار نیست. از سوی دیگر نبود تشکیلات ویژه برنامه ریزی و کادر واجد شرایط برای برنامه ریزی فرهنگی و همچنین بی توجهی به برنامه های بلندمدت فرهنگی و نبود بانک های اطلاعاتی جامع و آمار و اطلاعات، سازمان فرهنگی هنری را از الگوها و مدل های مطلوب مدیریت فرهنگی محروم کرده است. به نظر می رسد برای برنامه ریزی مطلوب و موثر بایستی مدل های مطلوب فرهنگی را طراحی و مدنظر قرار داد.

 

7. بی توجهی به مطلوبیت فرهنگی در ارایه خدمات

خدمات فرهنگی بایستی از کیفیت و کمیت قابل توجهی برخوردار باشد تا میزان مطلوبیت مخاطبان و بهره گیران را تا حد قابل قبولی برآورده کند. بی توجهی به مطلوبیت مخاطبان، از ناکارآمدی های سازمان محسوب می شود.

 

8. بی توجهی به نیازهای واقعی جامعه در برنامه ریزی فرهنگی

فاصله بین نیازهای واقعی جامعه و برنامه های ارایه شده موجب شده بخش های زیادی از نیاز شهروندان بدون پاسخ بماند. این مسأله باعث شده شهروندان و جوانان عنایت و توجه لازم را به مراکز فرهنگی زیر پوشش سازمان نداشته باشند و نیازهای خود را در جاهای دیگر دنبال کنند.

 

9. عدم پویایی و تحول پذیری

سازمان فرهنگی هنری برای به روز بودن و عقب نماندن از واقعیت های فرهنگی جامعه و سایر کشورها بایستی پویا و تحول پذیر باشد و از انعطاف لازم برخوردار باشد که به نظر می رسد در این زمینه نقیصه وجود دارد.

 

10. فقدان اهداف بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت

تغییرات زیاد در سازمان و شهرداری تهران موجب شده سازمان از اهداف بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت مکتوب، تدوین شده و هماهنگ برخوردار نباشد. اهداف باید در یک راستا و مکمل یکدیگر باشند تا از کارایی لازم بهره مند و اثرات آن در جامعه مشهود باشد.

 

11. تمایل به اهداف غیرذاتی

از مشکلات جدی سازمان انجام فعالیت هایی بوده که هیچ گونه ارتباطی با مأموریت اصلی و ذاتی آن نداشته است. تمایل به اهداف غیرذاتی به سازمان دهی فعالیت ها آسیب وارد ساخته است.

 

12. فقدان تعریف مشخص از فعالیت های سازمان

فعالیت های سازمان در طول ده سال فعالیت از تنوع زیادی برخوردار بوده است. به عبارت دیگر تعریف مشخصی از فعالیت های سازمان وجود نداشته است. سلیقه و علاقه افراد و کارکنان و مدیران به برنامه هایی خاص بدون برنامه ریزی هدفمند این مشکل را باعث شده است.

 

13. عدم بهره مندی از ابزار و تکنولوژی اطلاعات (it)

تکنولوژی اطلاعات در سال های اخیر شکل و ماهیت فعالیت های فرهنگی را تحت تأثیر قرار داده است. نادیده گرفتن و عدم بهره مندی از این ابزار فعالیت های فرهنگی را ناتمام و ابتر کرده است و بخش هایی از مخاطبان را نادیده انگاشته است. اگرچه در سال های اخیر این نقیصه تا حد قابل قبولی برطرف شده است.

 

14. کمبود اعتبار و بودجه

سازمان فرهنگی هنری همواره از کمبود بودجه و اعتبار لازم برای اجرای برنامه ها رنج برده است. در طول سال های گذشته اختصاص بودجه به مراکز سازمان از نظم و قاعده خاصی برخوردار نبوده است. معمولاٌ در ماه های آغازین سال در فصل بهار بودجه سازمان تنها حقوق کارکنان را پوشش داده است؛ با آغاز فصل تابستان بودجه سازمان به بیشترین میزان خود رسیده و پس از آن در فصل پاییز و زمستان نیز با کاهش چشمگیر بودجه مواجه شده است. از آنجا که اجرای برنامه ها نیز ارتباط مستقیم با بودجه دارد بنابراین نوسان اجرای برنامه ها نیز از شکل منطقی تبعیت نمی کند.

 

15. استفاده از مدیران و کارشناسان ناکارآمد و ناآشنا با حوزه فرهنگ

در طول سال های فعالیت سازمان حساسیت و دقت لازم برای انتخاب مدیران ستادی و اجرایی در سطح مناطق صورت نگرفته است. لزوم طراحی سیستمی برای انتخاب مدیران و نظارت مستمر بر فعالیت آنها ضروری به نظر می رسد.

 

16. فقدان شایسته سالاری در عزل و نصب ها

ترجیح روابط بر ضوابط در عزل و نصب ها و نادیده انگاشتن شایسته سالاری در این زمینه آسیب جدی و غیرقابل جبرانی بر فعالیت های سازمان وارد کرده است. از تأثیرات مهم عدم شایسته سالاری در عزل و نصب ها اجرای فعالیت های بی اثر و بالا رفتن هزینه های برنامه ای و همچنین بی انگیزگی کارکنان سازمان بوده است.

 

17. تغییر مکرر مدیران

تعداد افرادی که در سطوح مختلف سازمان پست های مدیریتی را اشغال کرده و پس از مدت کوتاهی به فرد دیگری واگذار کرده اند از شمارش خارج شده است. به عنوان نمونه تعداد روسای فرهنگ سرای خاوران در طول دوازده سال فعالیت، بیش از دوازده نفر است و میانگین طول دوره مدیریتی آنها کمتر از یک سال است.

 

18. از دست دادن کارشناسان و مدیران توانمند

با تغییرات هر دوره مدیریتی سازمان و تغییرات زیادی که در شیوه عمل و سطوح مدیریتی ایجاد شده، تعداد قابل توجهی از کارشناسان و مدیران توانمند سازمان از بدنه سازمان خارج شده و به سازمان های دیگر پیوسته اند.

 

19. ضعف آموزش کادرهای فرهنگی

کارکنان برای ارایه خدمات بهتر و مناسب تر نیاز به آموزش های تخصصی دارند که در این زمینه ضعف های جدی وجود داشته است.

 

20. سنگین و حجیم بودن نیروهای انسانی شاغل در سازمان

با تغییر هر دوره مدیریتی در سازمان، افراد زیادی به مجموعه سازمان اضافه شده اند و همین مسأله موجب سنگین شدن بدنه نیروی انسانی سازمان شده و حرکت سازمان را کند کرده است. این مسأله همچنین موجب بالا رفتن هزینه های سازمان شده و مسوولان سازمان مجبور شده اند بخش اعظم بودجه سازمان را به عنوان حقوق و دستمزد درنظر بگیرند.

 

21. فقدان نظارت و ارزیابی دقیق و منصفانه از فعالیت کارکنان و مدیران

یک سازمان پویا و پیشرو همواره از نظارت و ارزیابی دقیق برخوردار است. نظارت و ارزیابی از فعالیت ها و کارکنان موجب می شود هم فعالیت ها در راستای اهداف سازمان باشد و هم کارکنان از مزایای آن برخوردار باشند. متأسفانه فقدان نظارت و ارزیابی دقیق و منصفانه در سازمان بی تفاوتی و بی انگیزگی فراوانی را موجب شده است.

 

22. نبود برنامه برای پاسخگویی به تمام قشرهای جامعه

شهروندان دارای شغل ها و طبقات اجتماعی مختلفی هستند. هرکدام از مشاغل و طبقات اجتماعی که در جامعه وجود دارد مسایل و مشکلات متنابه خود را دارند که در برنامه ریزی های فرهنگی باید به آنها توجه شود. پاسخگویی منطقی به نیازهای متنوع شهروندان موجب تقویت روحیه امیدواری و مشارکت اجتماعی آنها می شود.

 

23. توجه به کمیت و نه کیفیت در فعالیت ها

اگرچه کمیت فعالیت های فرهنگی مهم و تأثیرگذار است اما در طول یک دهه گذشته توجه افراطی و تبلیغاتی به تعداد برنامه های اجرا شده موجب نوعی سطحی نگری به فعالیت ها شده است.

 

24. عدم توجه به مأموریت های ذاتی

با توجه به وجود سازمان های مختلفی که در حوزه فرهنگ فعالیت می کنند مرزبندی فعالیت ها و رعایت عدم تداخل وظایف، ضروری به نظر می رسد. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز طبعاً مأموریت هایی دارد که باید به صورت شفاف و مشخص ابلاغ شود تا مدیران و مراکز تابعه در همان چارچوب فعالیت کنند.

 

25. سلیقه گرایی در فعالیت ها

طی چند دوره فعالیت مدیران ارشد سازمان، فراز و نشیب های زیادی در سازمان مشاهده شده است. مدیران سازمان با شعارهایی وارد سازمان شده اند که بیانگر راهبرد و استراتژی آنها بوده است. مجموعه سازمان نیز ناچار باید از آن شعارها تبعیت می کردند. شهر متعادل، شهروند متعادل؛ انتظار؛ و تهران شهر اخلاق از شعارهایی بود که سازمان و فعالیت های آن را زیر تأثیر خود قرار داد. سلیقه گرایی در لایه های پایین و اجرایی سازمان هم به خوبی قابل دیدن است.

 

26. فقدان انضباط مالی

از آسیب های جدی که سازمان از آن رنج می برد فقدان انضباط مالی است. نبود استانداردها و ضوابط در پرداخت ها به ویژه در بخش برنامه ای و حاکم بودن روابط در دریافت ها و هزینه کردها از مواردی است که باید مدنظر مدیران سازمان قرار گیرد.

 

27. نبود انسجام و همپوشانی مراکز فرهنگی

فرهنگ سراها، خانه های فرهنگ، کتابخانه ها و سایر مراکز فرهنگی بایستی از انسجام و همپوشانی لازم برخوردار باشند تا فعالیت های آنان از تأثیر بیشتری برخوردار باشد. ضمن حفظ استقلال فعالیت ها و مدیریت مراکز، نباید چون جزیره های مستقل عمل کنند. انسجام و همپوشانی مراکز می تواند بر توان کارشناسی و اجرایی آنها بیفزاید.

 

28. فاصله کارکنان و مدیران

سیاست های اعمال شده، نحوه برخوردها، بی توجهی به کارکنان و موارد متعدد دیگر به ایجاد شکاف و فاصله میان کارکنان و مدیران منجر شده است. به بیان دیگر کارکنان کار خود را انجام می دهند و مدیران راه خود را می روند.

 

نتیجه:

موارد مطرح شده آسیب هایی است که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از سال 1375 تاکنون گرفتار آنها بوده است. این آسیب ها در دوره های مدیریتی مختلف از شدت و ضعف برخوردار بوده، اما همواره مانع رشد و پویایی سازمان شده است. انتظار این است مدیران سازمان به موارد اشاره شده توجه کافی داشته باشند و نسبت به رفع و یا کاهش آنها اقدام کنند.